دودمان
به آن زبان سخن گوی که مهر با خود آورد
زبان نیک ورزی میان هر زن و مرد
بخوان سرود زرتشت:سپاس آسمانی
سرود دین مستان به جام شادمانی
بدان که شهر ما را تو شهریار و شاهی
که شهرت آن بگردد که از دلت بخواهی
به لانه خور سوگند همیشه راست گویی
که لانه هر ستونش به بند تار مویی
به خانه مان مل سرخ، گل قشنگ آور
که خانه جشن خواهد، همی بسان مادر
به نان و روزی کم زمانهای به سر کن
که نان پاک خوردن به از گذشتن از بن
به شانه بین رسوا نبخش دانشت را
که شانه ات شکاند دروغ و ترس و پروا
بران همه شکوهت به سوی دشت شیران
همه شکوه و شورت به سرزمین ایران
شانه بین: خرافاتی و فالگیر